تاریخچه روابط روسیه و بلاروس

تاریخچه روابط روسیه و بلاروس
تاریخچه روابط روسیه و بلاروس

تاریخچه روابط روسیه و بلاروس

هشت دسامبر سال ۱۹۹۹ آلکساندر لوکاشنکو و باریس یلتسین معاهده تأسیس دولت متحد روسیه و بلاروس را امضاء کردند. با این وجود، همان طور که روند تحولات نشان می‌دهند و تحلیل‌گران سیاسی نیز بر آن اذعان دارند، هیچ دور‌نمایی برای تشکیل دولت متحد میان این دو کشور، حتی در روزهای احساسی که این پیمان امضاء شد وجود نداشت. واقع امر آن است که زمانی‌ که صحبت در مورد جذب یا ادغام باشد، رعایت حقوق مساوی بین اعضاء غیرممکن خواهد بود و یک دولت کوچک نمی‌تواند با یک دولت بزرگ تشکیل دولتی متحد دهد. اساساً ایده ادغام روسیه و بلاروس در سال ۱۹۹۰ و عمدتاً با انگیزه‌های پوپولیستی مطمح‌نظر طرفین قرار گرفت. فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سابق و به تبع آن تلاش قابل ملاحظه برخی افراد در روسیه و بلاروس که نوستالژی زمان اتحاد جماهیر شوروی سابق را داشتند از جمله دلایل اصلی طرح این ایده بود. با امضای پیمان تشکیل دولت متحد، روسیه ضربه روانی فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سابق را درمان کرد و تشکیل این اتحادیه برای بلاروس تبدیل به قسمت مهمی از فعالیت‌های سیاسی آلکساندر لوکاشنکو شد.
مسکو و مینسک در پی امضاء معاهده تشکیل دولت متحد دورنماهای منافع اقتصادی خود را محقق کردند. مسکو امیدوار بود که با آماده کردن شرایط، نفوذ و گسترش روسیه در بلاروس را تسهیل کند. در مقابل، مینسک امیدوار بود که مسکو اولویت‌ها و امتیازات خاصی به ویژه در حوزة اقتصادی به بلاروس بدهد و این آرزو به حقیقت پیوست. با این حال پس از اینکه ولادیمیر پوتین شعار «شایستگی‌ها» را مطرح کرد، روسیه در روابط خود با بلاروس جنبه مصلحت‌گرایانه‌ای را برگزید که در عمل به معنی کاهش یارانه‌های روسی و تعهدات آن ارزیابی می‌گردید.
دمیتری مدویدیف، رئیس‌جمهور روسیه در دیدار اخیر با روزنامه نگاران بلاروسی در مسکو در این باره تصریح کرد؛ «در طول سال‌ها تجارت گاز طبیعی، نفت و دیگر منابع و مواد اولیه روسیه با بلاروس و مقدار کل امتیازات و اولویت‌هایی که به اقتصاد بلاروس اعطا شده حدود ۵۰ میلیارد دلار برآورد می‌گردد. از سوی دیگرکاهش کمک اقتصادی روسیه دلیل اصلی آغاز گفتگوهای مینسک با غرب بود. افکار عمومی بلاروس در حال حاضر به ادغام با اروپا بیشتر متمایل شده، اما متخصصان بعید می‌دانند که اتحادیه اروپا حتی در بلندمدت عضویت مینسک در این اتحادیه را بپذیرد، بر همین اساس است که دولت‌مردان بلاروسی ادغام و گسترش روابط با مسکو را ضروری می‌دانند.
بلاروس و روسیه شرکای تجاری عمده یکدیگر نیز محسوب می‌شوند. گر چه بازار روسیه برای بلاروس ضروری بوده و است، اما بلاروس برای روسیه در رتبه پنجم طرف تجاری قرار دارد. بنا به گزارش کمیته دائم دولت متحد، حجم معاملات تجاری بین دو کشور در سال ۲۰۰۸ بیش از ۳۴ میلیارد دلار بود که از اواسط سال ۱۹۹۰ هفت برابر افزایش یافته است. با این حال تأثیر بحران مالی جهانی در سال ۲۰۰۹ به کاهش قابل ملاحظه‌ای در حجم تجارت میان دو کشور منجر شد. طی این سال، برای اولین بار حجم معاملات در نه ماهة اول حدود ۱۶٫۴ میلیارد دلار ثبت گردید.
در مورد همکاری و مشارکت در موارد دیگر بین روسیه و بلاروس تعدادی سند امضاء شد که بر اساس آن باید بلاروس و روسیه در شرایط رفاه اجتماعی کاملاً برابری از جمله کمک‌های پزشکی، تردد آزاد، انتخاب محل اقامت، مناقصه و استخدام قرار می‌گرفتند. در پایان سال تحصیلی ۲۰۰۸/۲۰۰۹ در دانشگاه‌های روسیه در حدود ۱۰ هزار بلاروسی مشغول به تحصیل بودند و در دانشگاه‌های بلاروس در همان دوره زمانی تقریباً ۲ هزار روس تحصیل می‌کردند. در این میان، آموزش‌های نظامی سنتی روسیه- بلاروس نیز توسعه پیدا کرد. به عنوان مثال، آخرین مانور نظامی میان دو کشور “غرب ۲۰۰۹″ بود که در مزرهای غربی بلاروس برگزار شد. یکی از بزرگترین پروژه‌های همکاری در زمینه ابر‌کامپیوتر به نام “اسکیف” (قوی‌ترین کامپیوتر در کشورهای مشترک المنافع و پنجمین در اروپا ) نیز به طور مشترک در دستور قرار گرفت. با این ملاحظه می‌توان گفت که اتحاد بین روسیه و بلاروس تقریباً بدون «ملامت و سرزنش» کار خود را در عرصة فن‌آوری‌های نظامی و دفاعی در حال انجام دارد.

روسیه به عنوان شریک استراتژیک بلاروس
در سایه کمک‌های مالی روسیه به اقتصاد بلاروس، مردم مینسک تا حدودی مشکلات خود را تخفیف داده و با حاشیه‌ای از امنیت اقتصادی زندگی می‌کنند. نیاز مینسک به پشتیبانی اقتصادی مسکو روز به روز در حال افزون شدن است. طبق برنامه‌ریزی‌ها در ابتدای سال ۲۰۱۱ انتخابات ریاست جمهوری بلاروس انجام می‌شود و آلکساندر لوکاشنکو قصد دارد مجددا کاندید ریاست‌جمهوری شود. به نظر می‌رسد لوکاشنکو بر اساس سخنان و ایده‌های سنتی خود، وعده ارتقاء سطح رفاه ملی را در مبارزات انتخاباتی آتی مجدداً تکرار کند. وی اخیراً نیز تصریح کرده که پیش‌بینی رشد تولید ناخالص داخلی در سال ۲۰۱۰ باید به ۱۱ تا ۱۳ درصد برسد.
این در حالی بود که اوایل دسامبر بانک جهانی پیش‌بینی کرد که امکان رشد تولید ناخالص داخلی بلاروس در سال ۲۰۱۰ حدود ۲ درصد خواهد بود و در سال جاری نیز به ۱‌ درصد کاهش پیدا کرد. واقع امر آن است که در بلاروس منابع لازم برای اجرای طرح‌های اعلام شده از سوی دولت برای توسعه اقتصادی وجود ندارد. مینسک برای حفظ خود در چنین بحران بی‌سابقه و بلند‌مدتی مجبور به استقراض و اخذ اعتبارات خارجی است و مجبور خواهد بود برای درخواست کمک هم به غرب و هم به شرق روی بیاورد. زیر این شرایط، بلاروس مایل به دریافت امتیازات و کمک مستقیم به ویژه انرژی از همسایه شرقی خود است. با این حال، اخیراً بین روسیه و بلاروس اختلافات جدیدی در عرضه انرژی رخ داده و در حال افزایش است. سرگئی ش‌ماتکو، وزیر انرژی روسیه در این زمینه تأکید کرد؛ که تنها در صورتی آماده ارائه قیمت‌های ترجیحی نفت به بلاروس است که شرکت‌های روسی در خصوصی‌سازی پالایشگاه‌های بلاروس مشارکت داده شوند.
در همین فضا است که لوکاشنکو تلاش کرده تا گام‌های مشخص، اما نه چندان قوی و در حدی که غرب را تحریک کند به سمت روسیه بردارد، به طوری که از طرف غرب بر بلاروس فشار وارد نیامده و در عین حال امتیازاتی از مسکو دریافت کند. او هم‌زمان مشابه این سیاست را با غرب اتخاذ کرده و در دست اجرا دارد. برای لوکاشنکو پشت کردن ناگهانی به روسیه سودآور نیست و حتی ممکن است مشکل‌ساز نیز باشد، اما حرکت تدریجی بلاروس به سمت ساختارهای غربی امکان‌پذیر است. کارشناسان بر این باورند که همکاری‌های اقتصادی متقابل با روسیه برای بلاروس خیلی سودمندتر از وعده‌های مبهم غرب در چار چوب برنامة “مشارکت شرقی” و برخی وعده‌های دیگری است که احتمال تأثیر مؤثر آن بر تحکیم حکومت و افزایش قدرت لوکاشنکو چندان مشخص نیست. تجربه فعالیت اتحادیه گمرکی در چار‌چوب دولت متحد گواه این واقعیت است که کشور بلاروس ممکن است هر سند همکاری را امضاء کند، ولی اجرای آن تنها زمانی صورت می‌گیرد که برای این کشور در آن زمان و مکان سودآور باشد.

بلاروس به عنوان شریک استراتژیک روسیه
رهبران روسیه تصمیمات و شرایط سخت‌گیرانة خود برای کمک به بقاء اقتصاد بلاروس و باقی‌ ماندن به عنوان شریک راهبردی این کشور را به دولت مینسک اعلام کرده‌اند. آنها برای این منظور همواره از اولویت‌ها و امتیازات شروع کرده‌اندکه از این جمله می‌توان به موارد زیر اشاره کرد؛

وفاداری ژئوپولیتیکی
اظهارات مقامات کرملین از جمله رئیس جمهور روسیه در این خصوص کاملاً واضح نبوده و برای مینسک این سوال پیش می‌اید که منظور از وفاداری ژئوپولیتیک چیست؟ مدویدیف در این زمینه تصریح کرده که؛ «در عرصه‌های بین‌المللی مهم این است که طرفین یک تعامل از چه جایگاهی برخوردار باشند و بر این اساس، بسیاری از مسائل بستگی به چگونگی روابط بین آنها دارد».

مسائل نظامی و استراتژیکی
از نقطه‌نظر سیاست خارجی، بلاروس شریک کلیدی روسیه است. بسیاری از برنامه‌ها و منافع روسیه با بلاروس دارای ارتباط و چسبندگی ملموس است. روسیه انتظار دارد که بلاروس در مبارزه با فعالیت‌های خرابکارانه و تروریستی در قالب نیروهای واکنش سریع و سازمان پیمان امنیت جمعی درآمده و به عبارت بهتر به عضویت این سازمان‌ها درآید‌. دمیتری مدویدیف آشکارا در این زمینه تأکید کرده که قرارداد‌های بین‌المللی بر قوانین ملی تقدم دارند.

اهمیت ترانزیتی بلاروس
طی سال‌های اخیر روسیه در پی ایجاد مسیرهای جایگزین برای نقل و انتقال منابع انرژی خود به بازارهای جهانی بوده است. در سال جاری تقریباً تمام تشریفات مربوط به راه‌اندازی خط لولة جریان شمالی به نفع مسکو به پایان رسیده و تا راه‌اندازی این خط لوله حدود یک سال بیشتر باقی نمانده است. تحقق این امر به طور چشم‌گیری وضعیت و موقعیت ترانزیتی بلاروس را دگرگون کرده و به عبارتی تنزل خواهد داد. این در حالی است که مقامات بلاروسی برای جلوگیری از روند پیشرفت این پروژه هیچ کاری نمی‌توانند انجام دهند و همان طور که اشاره شد، این امر توان بازی این کشور را به نحو قابل ملاحظه‌ای کاهش خواهد داد.

هراس از ریزش مشکلات از بلاروس به روسیه
ترس از اینکه بروز و وقوع بحران اقتصادی- اجتماعی بزرگ در بلاروس برای روسیه مشکلاتی از قبیل پناهندگان اقتصادی، مسئله حفاظت از ترانزیت کالا و غیره را بوجود خواهد آورد نیز یکی دیگر از دغدغه‌هایی است که مسکو را به همکاری با مینسک وا می‌دارد. با این حال، تنها نگرانی روسیه، حفظ تعادل اقتصادی و سیاسی در بلاروس نخواهد بود. مقامات کرملین نگران این نیز هستندکه مبادا بلاروس به عضویت “مشارکت شرقی” در‌آمده و با قرار گرفتن زیر نظارت اتحادیه اروپا از میزان نفوذ روسیه در بلاروس کاسته شود.

منافع اقتصادی
همان طور که اشاره شد، مسکو و مینسک در حوزه‌ها و زمینه‌های مختلف اقتصادی با یکدیگر تعامل دارند به نحوی که بسیاری از شریان‌های اقتصادی بلاروس را به جرأت می‌توان گفت که شریان اقتصاد بلاروس در دستان روسیه است. بر همین اساس است که روسیه گاه و بی‌گاه برای افزون کردن نفوذ خود بر اقتصادی بلاروس فشارهایی را برای ان کشور وارد می‌آورد. از جمله اینکه اخیراً مسکو به مینسک تأکید کرده که باید زمینة حضور هرچه بیشتر شرکت‌های خصوصی انرژی روسیه را در صنایع نفت، گاز و پتروشیمی خود هموار سازد.

روندهای منطقه‌ای
مینسک به همراه قزاقستان موافقت خود را با الحاق به اتحادیه گمرکی که صحنه‌گردان اصلی این پروژه بزرگ سیاسی کرملین است اعلام کرده‌ است. پیش‌بینی می‌شود در صورت تحقق کامل این طرح، وابستگی‌های بلاروس به روسیه نه تنها در زمینة اقتصادی، بلکه در سمت‌گیری‌های منطقه‌ای نیز افزون شود.
منابع: اخبار ایا ریگنوم، ورمیا نووستی ، اخبار بلاروس، ویدوموستی، سرویس بی بی روسیه، دویچه وله، Euromost.org ، Tut.by ، Gazeta.Ru .

تهیه و تنظیم: بخش سیاسی و مطبوعاتی سفارت جمهوری اسلامی ایران – مینسک

 

 

Leave a comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *